X
تبلیغات
رایتل

من یک دکمه ام!

دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت 00:00

دیروز و امروز

دیروز بعد از کلاس، مثل همیشه با ف نشستیم یکم درس خوندیم و بسکوییت و کاپوچینو خوردیم. و البته کمی دردل هم کردیم.  کلاس بغلی تولد گرفته بودن و از اون جایی که دوست ف کیک آورده بود واسه تولد به ما هم کیک دادن. خوشمزه بود.

بعدشم طبق معمول تا ایستگاه مترو پیاده رفتیم، تو راه من پول بیمه روبا عابر بانک پرداخت کردم و بعد از اون گفتم بیا بریم خانه و کاشانه. آخه من دفترایی که میاره رو خیلی دوست دارم، دفترها از سمت چپ شروع میشن؟ و رنگ صفحاتش سفید نیست، کاهی ه. و یه جورایی لیز هستن. خودکار سر میخوره روش و حس خوبی بهم میده.

خلاصه اینکه رفتیم و من یه دفتر نسبتا بزرگ برداشتم و یه دفترچه ی کوچیک عمودی واسه شیفو جان.

وقتی رسیدیم به ایستگاه مترو، از ف خداحافظی کردم و با مترو رفتم خونه ی پدرشوهر. 

یادم رفت بگم، دیروز دو تا از راننده تاکسی ها میخواستن پول بیشتری بگیرن. نمی دونم چرا اینکارو می کنن. من که خپشم نمیاد از این مدل آدما احساس زرنگی کنن با این کار، پس پول رو ازشون گرفتم.

داشتم میگفتم، ناهار رو خونه ی پدرشوهرم خوردم و تا قبل از شام یه سری از تکالیفمو انجام دادم.

اونجا تمرکزم زیاد نیست واسه همین خیلی زمان می بره تا کارامو انجام بدم.

امروز هم شروع کردم به یادگیری طراحی سایت. یکم کتاب خوندم. فیلم کازابلانکا رو واسه اولین بار تا وسطاش دیدم. فردا بقیه ش رومیبینم.

 و اینکه ژله درست کردم، شبیه آکواریوم. جل الخالق :/


پ.ن: باشد که نوشتنم مستدام گردد...۶

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :